پارت صد و سی و هفتم :

| آشوب |
جرئتِ به عقب برگشتن نداشتم.
نمی‌دونم، شاید اسمش‌و جرئت هم نمی‌شد گذاشت.
تو حال و هوایی غرق بودم که مثلش رو تاحالا تجربه نکرده بودم.
وقتی نگاه خیره‌ی مهام و انتظارِ نگاهش برای پوشیدن کفش‌هام‌ و سپس خروجم از خونه رو دیدم، لحظه‌ای نگاهش رو ازم جدا کرد و به سمت عقب کشید.
درست به سمتی که منم دلم می‌خواست آخرین سهمِ نگاهم بشه، ولی... .
ولی نهایتِ مقاومتم با چرخش بÛ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگار

    0

    خدایی از حسینمون خبری نشد حدیثث میخوام باهاش بیشتر آشنا شم🤣🤣(خدایا برا بار صد هزارم.منو شفا بده.همه باهم آمینن🤲🏻)💙💙

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    تو کف حسین رفتیا قشنگ🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • نگار

    0

    اره بچم ولی خب من تاکید میکنم فعلاا دارم روش فکرر میکنم🤣💙💙

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چی بگم والا😂

    ۲ روز پیش
  • نگار

    0

    هیچی عزیزم.فقط دعا کن خدا منم شفا بده😂🤣💙💙

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    فکر کنم شاهزاده سوار بر الاغ نگار این حسین خودمونه

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • نگار

    0

    هعیی دلارام از بس سینگل موندم به همین حسین الاغ سپارم راضیم😂😂تازه بچم پا چوبه داره اومدید وارم حداقل اعدام نشه😅😅💙💙

    ۳ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    انشالله حدیث امشب اونم آزاد می کنه فقط من لباس ندارم واسه عروسیتون بپوشم

    ۲ ساعت پیش
  • نگار

    0

    خدا از دهنت بشنوه🥰حدیث ببین حتی دلارام میخواد برا عروسی منو حسین چیزی بپوشه ها توروخدا بچمو آزادش کن😂🤣💙💙

    ۱ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حسین پر

    ۳۱ دقیقه پیش
  • جد پفیوز اندرس

    2

    تازه دقت کردم نوشته رمان برای بالای ۱۸ ساله(هیچکی نمیتونه سن منو حدس بزنه)🤦 ♀️😂

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    پونزده سالته

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    وای ننه چقدر دقیق گفتی😂😬🙏

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    عهه جون من ..بین خودمون باشه پیش گویی رو از دعا نویس خانوادگی نگارینا حکیم یاد گرفتم

    دیروز
  • جد پفیوز اندرس

    0

    وای خداای من🤣🤣

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    انقدر که به رده‌ی سنی توجه دارید آدم شرمنده می‌شه😂🤦🏻

    ۲ روز پیش
  • آمنه

    0

    بانو خدا وکیلی بچه های این دوره زمونه رده سنی براشون نذارید اخه همه فن حریف هستن از همه چیز با خبر هستن ممکنه مشاوره بدهند

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بخدا آره😂😂🤦🏻

    دیروز
  • آتاناز دلارام

    0

    یه چیزی بگم من خودم وقتی می خوام شروع کنم به خوندن یه رمان اصلا رده سنی رو نگاه نمیکنم فقط ژانر هاشو نگاه میکنم ..هر چند من دیگه بزرگ شدم ولی چند سال پیش هم همین کارو میکردم

    دیروز
  • نگار

    1

    آفرین دقیقا منم الان که دیگه بزرگم ولی خب ۹یا۱۰سالم بود اولین رمانی که خوندم رده سنیش واسه۱۸بود😁💙💙

    ۱۰ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    آفرین منم وقتی دوازده یا سیزده سالم بود فکر کنم برداشتم به رمان مثبت هیجده خوندم البته مثبت هیجده منظورم ترسناکه هیچی دیگه من اینو خوندم یک هفته تمام تو اتاق بابا و مامانم می خوابیدم می دونی جالب اینه بعد از اینکه ترسم می ریخت بازم به رمان دیگه میخوندم 🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️

    ۸ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حالا من‌و ببین، من کلاس هفتم بودم که یه رمانی رو خوندم که هیچی از ماجراهاش سر در نیاوردم...خودت متوجه منظورم بشو😂 بخاطر همین خیلی روی رده‌ی سنی تأکید دارم و دلم نمی‌خواد اون حسی که من حین خوندن اون رمان +۱۸ داشتم رو شخص دیگه‌ای هم تجربه کنه

    ۸ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    عشقم نگران نباش چون تواین زمونه بالای هیجده سال یا کمتر از هیجده سال نداریم ماشاالله دیگه همه همه چیزو میفهمن به جون خروس همسایمون بعضی پونزده شونرده ساله ها هستن از من متاهل بیشتر میفهمن

    ۶ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حق 😂😂

    ۵ ساعت پیش
  • نگار

    0

    آی گفتی منم همینطور بودم ببین من بعد خوندنش میرفتم زیر پتو فکر میکردم اگه بدنم بخصوص پاهام معلوم باشه اون موجود ترسناکه مباد منو میخوره😂😂مشکل اینجاست آدمم نمی شدم یه مدت می گذشت دوباره میرفتم می خوندم😁😂💙💙

    ۳ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    پتو پناهگاهمون بود

    ۲ ساعت پیش
  • نگار

    0

    اره ولی برا تو بوده برا من فعلا هنوزم هست😅😁💙💙

    ۱ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    من الان یه جای امن تر پیدا کردم میرم رمان ترسناک میخونم یا فیلم ترسناک میبینم بعد میرم اونجا انقده حال میده

    ۲ ساعت پیش
  • نگار

    0

    عهه خوش به حالت فعلا من اگه بازم بترسم جایی جز پتو نمی مونه برام اصلا پتو بهترین یار برا من😂😂💙💙

    ۱ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    پس هرچه زودتر مخ حسین وبزن

    ۵۴ دقیقه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    باریکلا😐😂

    ۸ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    قربانت 🤣🤣🙄

    ۶ ساعت پیش
  • نگار

    0

    خدایی فقط میتونم بگم مخلصیم😁💙💙

    ۳ ساعت پیش
  • نگار

    0

    عهه بالای ۱۸سال بود؟خوو من تا اینجا اومدم با۱۶سال سن مخلصم هستم😂😂حدیث ببین برا ما بالای ۱۸سال همون ۱۶هستش، ۱۶ هم تا۱۰سال میتونیم بخونیم حداقل برا من که اینجوریه😁💙💙

    ۱۰ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    الان زیر ۱۸ ساله‌ها آدم‌و می‌خورن چه برسه به اینکه بخوان به رده‌ی سنی توجه کنن🤣

    ۸ ساعت پیش
  • نگار

    0

    عهه حدیث من به این خوبی😂😂💙💙

    ۳ ساعت پیش
  • حسین شوهر نگار

    0

    شوما عشق منی بیا بغلم عمر حسین

    ۴۸ دقیقه پیش
  • آتاناز دلارام

    1

    جون من شونزده سالته آقا یعنی چی من دیگه دارم بین شما احساس پیر بودن اَی خِداا

    ۷ ساعت پیش
  • نگار

    0

    قربونت برم تو از هممون جون تری عزیزم با اینکه نمی دونم چند سالته ولی دلت از یه دختر ۱۵ساله هم جون تره🥰💙💙

    ۳ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    فدات بشم من وای من بدون شماچیکار کنم ..

    ۲ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    من بیست و سه سالمه دارم پیر میشم

    ۲ ساعت پیش
  • نگار

    0

    واا میام میزنمتا تو به این جونی گلم🥰💙💙

    ۱ ساعت پیش
  • نگار

    0

    قربونت برم عشقم🥰💙💙

    ۱ ساعت پیش
  • لیلا

    2

    حدیث با این رمان و مخصوصا رفتار مهراب به آشوب تصمیم گرفتم زود واسه خودم یکیو پیدا کنم حدیث🤣🤣حالا موندم مث مهراب میشه یان

    ۲ روز پیش
  • نگار

    2

    هعیی خودت دست نزار رو دلم که خونه لیلا می دونی چرا؟هیچی دیگه منم از وقتی مهراب آشوب رو دیدم قصد ازدواج پیدا کردم و میخوام از سینگلی در بیان ولی خب چه فایده هر چی میکردی یه شوبر مثل مهراب نمیتونه پیدا کنی یعنی فعلا که من نتونستم😂😂💙💙

    ۲ روز پیش
  • نگار

    0

    البته بین خودمون بمونه دارم به حسینم فکر میکنم🤣😂💙💙

    ۲ روز پیش
  • لیلا

    0

    آره نگار🤣🤣منم آرمان واسه خودم میگیرم🤣🤣حالا اگه پا داد لیانا که نتونست منم میخوام تلاشمو کنم

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    واسه آرمان نقشه نکشید😂☠️

    ۲ روز پیش
  • لیلا

    0

    عه حدیث من آرمانو میخوام🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اگه لیانا تورش نکرده باشه مال تو✨

    ۲ روز پیش
  • لیلا

    0

    🤣🤣میدونم لیانا همون روز مخشو زد بخدا اما نمیتونم ثابتش کنم 🤣حالا اشکال ندارم منم تلاشمو میکنم

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منم شک دارم😂

    ۲ روز پیش
  • آمنه

    0

    بانو عجب فضل و بخشد شدید من که میدونم فقط سر آرمان بیچاره هست اگه مهراب بود اخم میفرستادید میگفتید برای خودم ای آرمان بدبخت

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣🤣

    دیروز
  • آرمان

    0

    لیانا کیه من فقط عاشق یه نفرم اونم تویی عشقم

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چشمم روشن!😂😂

    ۲ روز پیش
  • لیلا

    0

    🤣🤣ببینم کیه تو نکنه نگاری یا ی بنده خدا

    ۲ روز پیش
  • آرمان

    0

    هیچ کدوم ..اگه گفتی من کیم

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دلارامه😂

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    عهه حدیث چرا گفتی 🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • لیلا

    0

    🤣🤣چشم حتما

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    غیرتم به درد اومد

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    اصلا من قهلم دیگم نمویام

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عههه

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    وای نه خیلی دوست دارم نمیتونم باهات قهر کنم

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عشق منی

    ۲ روز پیش
  • نگار

    0

    وایی🤣😂اشکال ندارد پس تو برا آرمان تلاش کن منم ببینم این آقا حسین چی میشه😂🤣💙💙

    ۱۲ ساعت پیش
  • حسین

    0

    منم همیشه به فکرتم عشقم بین خودمون باشه من از مهراب هم مهربونم ترم هو خوشگلتر حالا بیا به بوس بده

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عه بچه‌ها 🤣🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • نگار

    0

    حدیث میبینی دارن با احساسات من بازی میکنن🥺😂🤣(شوخیه)💙💙

    ۱۱ ساعت پیش
  • نگار

    0

    شرط می بندم به احتمال هفتاد درصد دلارامی😂😂💙💙

    ۱۱ ساعت پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    دلارام باشم بوس نمی دی 🤣🤣

    ۷ ساعت پیش
  • نگار

    0

    دیدی گفتم خودت بودی😂😂💙💙

    ۳ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    آره واقعا نگار یعنی ببین چقد خوب باهاش رفتار میکنه حالا ما که شوهر کنیم فک کن وقتی ناراحتیم میگه خداروشکر حداقل ی روز راحتم خاکک 🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حقققق😂😂

    ۲ روز پیش
  • نگار

    0

    هعیی خدا اره واقعا آشوب آخ بگه مهراب جونش در میاد بعد مای بدبخت داریم می میریم هیچکی نیست بگه:عشقم نفسم دردت به جونم خوب میشی،حالا شوهرم بکنیم بازم فرق نمیکنه هعیی آشوب عجب شانسی داشته😂🤣💙💙

    ۱۱ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    توقع‌تون خیلی بالا رفته‌ها🤣🤣🤣

    ۸ ساعت پیش
  • نگار

    0

    حدیث دست نزار رو دلم که خونه از وقتی ما این مهراب رو با آشوب دیدیم کلا توقاتمون رفته رو هزار😌هر چند به قول دلارام بازم شازده سوار بر الاغ من همین حسینه هعیی خدا😞😅💙💙

    ۳ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منم یه ساله دارم تلاش می‌کنم هنوز موفق نشدم

    ۲ روز پیش
  • لیلا

    0

    آره لامصب پیدا نمیشه 🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • نگار

    0

    هعیی شوهر مثل مهراب پیدا شدنی نیست😞😂💙💙

    ۱۱ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    خیر مهراب تکه!

    ۲ روز پیش
  • سارا

    0

    ای الهی جز جیگر بگیری لهراسبی از اول تا اخر اگه نبود ولی همیشه وحود نحسش حس میشد انشالا برای همشون خیره 💚

    ۲۲ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دقیقاً 🤦🏻

    ۲۲ ساعت پیش
  • ماهی

    0

    این چه کینه مسخره ای بود تو زن داشتی اونوقت توهم کینه به دل گرفتی عجب جونوری بخداا😐😒

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کینه، کینه‌ست دیگه

    ۲۲ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    یه بنده خدا بنظرم بریم با همدیگه عرفان رو تبدیل به ادویه کنیم. یا باهم یا هیچکس🙏

    ۲ روز پیش
  • .....

    0

    خوشم میاد فن های آیوار همه جا حضور داره

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    چرا هرجا میرم یکی هست که منو بشناسه؟ 🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • توت فرنگی از باغ مرحوم شیث

    0

    وا منم هستم

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    واا توت فرنگی توعم اینجا بودی و رو نمیکردی کلک😱🤣

    دیروز
  • آتاناز دلارام

    0

    از بس معروفی سیسی حالا یه امضا میدی

    دیروز
  • جد پفیوز اندرس

    0

    من مغرورم امضا نمیدم🤣

    دیروز
  • آتاناز دلارام

    0

    منم میام 🪓🪓

    دیروز
  • فاطمه ❤️

    1

    خدا لعنت کنه لهراسبی رو که به خاطر یه کینه اینهمه خرابی به بار آورده 😡😤 حدیث جان عزیزم خانم 💜😘❤️بیا آشا رو نکش بیا بزرگی کن به ما ببخش بچه رو😂

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ببینید این کینه و کدورت چیه که چندین ساله زندگی‌شونو نابود کرده...

    دیروز
  • محیا

    0

    حدیث جون من کانالتو نه تو *** نه تلگرم پیدا نمیکنم آخه😟 یه بار دیگه آی دی شو بگو😘

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آیدی رو بفرست تو سیو مسیج عزیزم، @etela_hadisbelyar

    دیروز
  • محیا

    0

    قبلنا درخواستمون از حدیث جون این بود که مهراب رو نکشه الان میخوایم آشارو زنده نگه داره پلیز🙏🙏😘😘🫣🫣😟😟❤️❤️

    دیروز
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🥲🥲🥲

    دیروز
  • جد پفیوز اندرس

    1

    اینا رو ببین روی آرمان و حسین نقشه میکشن😏(بنده فقط به فکر مهراب و صدرا هستم بعد از مهراب یه کراش سگی روی صدرا جان دارم😻)

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    جاست مهراب🙂برای خود من تا ابد هیچ کاراکتری مثل مهراب نمی‌شه

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    حدیث واقعا این مهراب چیه که تو خلق کردی روح و روان نذاشته برامون😭🙏

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    یه ارسلان هم توی کتونی سفید داشتم که اینطوری بود🫠 البته به پای مهراب نمی‌رسید ولی خب...اونم خیلی دوست داشتیم

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    وای ارسلان و پوریای قشنگم دلم براشون تنگه

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره🫠 حالا مهرابم بهش اضافه کنید

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    وای نه حدیث 🤧🤧من بدون مهراب چی کار کنم ..بذارید من برم یکم گریه کنم بیام

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    انشالله یکی مثل مهراب یا شاید بهتر از مهراب در راهه

    ۲ روز پیش
  • آمنه

    0

    خدا وکیلی ۱۵سالت هست داری با بزرگترت سر پسر مردم چونه میزنی اون هم با کی حدیث بانو الان میتوانه مهراب رو حذف کنه تا اینقدر عاشق پیشه نداشته باشه

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    کی من پونزده سالمه نه به جون خروس همسایمون من بیست و سه سالمه

    دیروز
  • تارا

    1

    دلم برای لحظات مهراب وآشوب اکلیلی شد مهام چه بامزه شده انگار شب و توی آب نمک خوابیده😅😅

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    😁👌🏻😂

    دیروز
  • فاطیما

    0

    کاش بعد این همه اتفاقات و مصیبت ، آشا زنده بمونه ، خسته نباشی خوشگلم❤️❤️

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ببینیم چی می‌شه توی پارت امروز

    دیروز
  • فاطیما

    0

    واقعا زبونم بند اومد. عالیی بود من عاشق رمان های پیچیده ام و عاشق معما های جذاب این رمان شدم ، به به . خیلی ناراحتم که آشوب داره تموم میشه ، هیچوقت رمان به این قشنگی رو فراموش نمیکنم . قلم نویسنده محشره و کشش بالایی داره طوری که خواننده رو تا انتهای داستان میکشونه. از الان ذوق پارت فردا رو دارم❤️

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ممنون از محبتت فاطیمای قشنگم🫠♥️

    دیروز
  • آمنه

    0

    عجب مصیبتی بوده داستان زندگی اینها پس معلوم شد همه مصیبتها گذشته به خاطره عشق احمقانه الهام بوده که کور کورانه ناصر رو دوست داشته و میخواسته باهاش ازدواج کنه

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله درسته

    دیروز
  • یه بنده خدا

    1

    عمر مهراب:) وواایی ننهه😭✨🛐منن یه مهرابب میخوامم 😭

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مهراب توانایی این‌و داره که با یه کلمه همه‌مونو بکشه😂

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    اصلا هر پارتی که مهراب توش هست من از ذوق غش میکنم🫠

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پسرمه دیگه 😭

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    وایی شمتبمیتبنبکلن😭🛐

    ۲ روز پیش
  • یه بنده خدا

    0

    ددقییققاا. راستی شیطونن بهمون رسیدییاا افریینن واقعاا خسته نباشیی و اینکه خب خوشگل موشگل بگو ببینم نظرت الان درباره ی عرفانِ.. چیه؟؟

    ۲ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    بنظر خودت نظرم درباره ی این دیوث چی میتونه باشه🤣🤣(از تنفر فراتر)

    ۲ روز پیش
  • یه بنده خدا

    0

    به نظر خودم دلت میخواد این اشغاله عوضیه رو مخ و زشت پلشت نکبت نحسه پفیوززهه کثافته و..(ادامه تا بینهایت)را قیمه قیمه کنی و تبدلیش کنی به یه ادویه ی بد ممززهه ی گوه که هیج جا استفاده نمیشه(یعنی در حد ادویه کوچیک و ریزش کنی)😁(البته که این کار و هدف خودمم هست)

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    😳😳من به جای عرفان گرخیدم

    ۲ روز پیش
  • یه بنده خدا

    1

    🤣🤣ححییححیی انرژی زنانه رو حال میکنی سیسی؟ 🤣

    ۲ روز پیش
  • آمنه

    0

    انرژی زنانتون در حد لالیگا بالا هست

    ۲ روز پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    خیلی انرژی زنات ماشاالله اینقدر بالاست میترسم چند سال بعد با تبر بری خوابگاه پسرونه

    دیروز
  • جد پفیوز اندرس

    0

    وایی واقعا عین سگ دلم میخاد همین کارو با دیوث اعظم بکنم😻

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️